گلچینی از بهترین پند و اندرزهای حکیمانه
عوامل افزایش روزی
امیرالمومنین (ع) فرمودند به اصحاب: آیا شما را آگاه نکنم به آنچه روزی را فراوان می کند؟
عرض کردند: آری یا امیرالمؤمنین!
فرمود:
1- میان دو نماز جمع کردن، روزی را زیاد می کند
2- پس از نماز صبح و نماز عصر تعقیب خواندن، روزی را افزایش می دهد
3- رفت و آمد خانوادگی و صله رحم روزی را افزایش می دهد
4- روفتن حیات خانه، روزی را زیاد می کند
5- با برادر دینی همراهی کردن، رزق را افزایش می دهد
6- استغفار و طلب آمرزش از خداوند، روزی را می افزاید
7- امانت داری، روزی را می افزاید
8- سخن بحق گفتن، روزی را فراوان می کند
9- به صدای اذان جواب گفتن (اذکار اذان را تکرار کردن) روزی را زیاد می کند
10- سخن نگفتن در مستراح، روزی را زیاد می کند
11-حرص نورزیدن، رزق را افزایش می دهد
12-سپاسگزاری صاحب نعمت، رزق را زیاد می کند
13- از سوگند دروغ، دوری جستن، روزی را افزایش می دهد
14- پیش از غذا وضو گرفتن، رزق را می افزاید
15- خوردن آنچه از سفره بیرون افتد، روزی را فراوان می کند
16- و کسی که روزانه سی بار خدا را تسبیح گوید، خدای عزوجل هفتاد نوع بلا را از او بر گرداند که آسانترین آن فقر و تهی دستی است
دلا همواره تسلیم و رضا باش
بهر حالی که باشی با خدا باش
خدا را دان خدا را خوان بهر کار
مدان تو یاوران را به از او یار
به هر کاری مدد کارت خدایست
دلیل راه دینت مصطفایست
ناصر خسرو
علمی که حقیقی است در سینه بود
در سینه بود هر آنچه درسی نبود
صد خانه تو را کتاب سودی نکند
باید که کتابخانه در سینه بود
تنم می بلرزد چو یاد آورم
مناجات شوریده ای در حرم
که می گفت شوریده دل فکار
الهی ببخش و به ذلم مدار
به لطفم بخوان و مران از درم
ندارد بجز آستانت سرم
تو دانی که مسکین و بیچاره ام
فرو ماندۀ نفس اماره ام
نمی تازد این نفس سرکش چنان
که عقلش تواند گرفتن عنان
خدایا به ذلت مران از درم
که صورت نبندد در دیگرم
ور از جهل غایب روز چند
کنون کامدم در به رویم مبند
به رنج اند آری تنت را رواست
که خود رنج بردن به دانش سزاست
زمانی میاسای ز آموختن
اگر جان همی خواهی افروختن
فردوسی
هر کس که به خویشتن گمانی دارد
چون در نگری عیب نهانی دارد
عمریست که در باغ جهان گردیدم
هر میوه که دیدم استخوانی دارد
دو رویه زیر نیش مار خوفتن
سه پشته روی شاخ مور رفتن
تن روغن زده با زحمت و زور
میان لانۀ زنبور رفتن
به کوه بیستون بی رهنمایی
شبانه با دو چشم کور رفتن
میان لرز و تب با جسم پر زخم
زمستان زیر آب شور رفتن
برهنه زخمهای سخت خوردن پیاده راههای دور رفتن
به پیش من هزاران بار خوشتر که یک جو زیر بار زور رفتن
محمد تقی بهار
چو بد کردی مباش ایمن ز آفات
که واجب شد طبیعت را مکافات
سپهر آیینۀ عدل است و شاید
که هر چ آن از تو بیند وانماید
مگر نشنیدی از فراش این راه
که هر کو چاه کَنَد، افتاد در چاه
نظامی گنجوی
مطالب عالی است.
ل.م مطالب عالی است
خداوند گوش شنوا بدهد